کانون فرهنگیان اصفهان - isfkafa.ir


3:08 عصر چهارشنبه، 26 آذر 1393

پژوهشگری یا پرسشگری در آموزش و پرورش


در اهمیت و ضرورت امر پژوهش، حرف و حدیث بسیار گفته‌اند. در اواخر آذر و هفته پژوهش هرسال، تعریف و تمجید زیادی در این‌باره صورت می‌گیرد؛ به‌ ویژه  از سوی مسئولانی که خود کمتر اهل پژوهشند و مقالاتی در کارنامه علمی خویش دارند. گاهی حتی مراکزی در نکوداشت این هفته پیشقدم می‌شوند که برنامه کاری و سازمانی‌شان بعضا بدون تحقیق و پژوهش پیش می‌رود. به‌راستی هدف از این مواجه تعارفی و تزئینی با فرآیند پژوهش چیست؟ در دنیای پر از نوآوری که بنای فناوری‌های آن روی پی پژوهش قرار دارد، بدیهی است که پژوهش می‌تواند اتلاف وقت، سرمایه و اندیشه را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و برای همین ما را گریزی از پرداختن به آن نیست. با این همه می‌بینیم که کمترین درصد بودجه به بخش‌های پژوهشی اختصاص می‌یابد، شمار پژوهشگران  نسبت به کل جمعیت چشمگیرنیست و بخش زیادی از پژوهش‌های موجود نیز به صورت تکلیفی، توصیه‌ای و فاقد قابلیت بهره‌وری و بیشتر به کار پرکردن قفسه‌های آرشیو کتابخانه‌ها می‌آیند. در باب موانع رشد کیفی پژوهش، معمولا از ضعف نظام آموزشی یاد می‌شود. در نظام آموزشی، اندیشیدن کودکان و نوجوانان جای چندانی ندارد. مسائل آموزشی قبلاً آماده می‌شوند و نوآموزان و کودکان باید آنها را به خاطر بسپارند و در صحت و سقم آنها شک و شبهه‌ای به خود راه ندهند. این همان روش آموزشی  است که کودکان و یا جوانان منفعل به بار می‌آورد. بنابراین نباید از چنین آموزشی انتظار معجزه داشته باشیم. آیا چنین آموزشی جوانان خلاق و اندیشه‌ورز خواهد پرورد؟  طراحی نظام حافظه محور و ایدئولوژیک آموزش و پرورش به‌گونه‌ای است که با تحقیق و پژوهش میانه خوبی ندارد؛ اگرچه برای رعایت حفظ ظاهر، به آموزش پژوهش هم مبادرت می‌ورزد. معلمان به‌عنوان رکن عمده نظام آموزشی، نه توان پژوهش را دارند و نه تمایل به آن را. با این حال، هم آموزش مبانی پژوهش را در برنامه درسی می‌گنجانند و هم در دوره‌های آموزش ضمن خدمت آن برگزار می‌کنند. در این میان نباید از حضور معدود معلمان اهل پژوهش غافل شد. عزیزانی که با پژوهش ضمن آموزش، عملا می‌گویند که ما نمی‌توانیم خود را در چاردیواری کلاس درس منزوی کنیم و باید مدام از خود بپرسیم که چه می‌کنیم و خطاهای خویش را بسنجیم. پرسش کردن بچه‌ها، آغاز تفکر و آگاهی است که اگر به موقع و به درستی به آنها پاسخ داده نشود، برای همیشه محو خواهدشد. پرسش خوب و به‌جا، نصف پاسخ است و توجه به پرسشگری به معنای دستگیری مخاطبان برای رسیدن به سرمنزل مقصود در مسیر تعلیم و تربیت است اما چون تحمل بچه‌های پرسشگر، خلاق و ناآرام برای اغلب معلمان و مدارس کمی دشوار است، بیشتر این استعدادها شکوفا نمی‌شوند و آنها هم مثل سایرین به از برکردن مطالب و نمره آوردن و شادکردن دل اولیا و مربیان خویش اکتفا می‌کنند. واقعیت این است که برابر هم نهادن پرسشگری و پژوهشگری در این نوشتار نه از روی بازی با کلمات که به دلیل اهمیتی است که در اولویت بخشی به آنها وجوددارد. به بیان دیگر، اکنون می‌پنداریم اختصاص دادن یک مدرسه به مرکز پژوهش سرا یا تهیه و تعبیه چند دستگاه رایانه و میز آزمایش و برقراری اتصال اینترنت و امثال آن، مصداق هموارسازی راه پژوهش است. واقعیت این است که پژوهش‌محوری بعید نیست به کلیشه‌کاری و حافظه‌محوری بینجامد اما پرسش‌محوری می‌تواند به خلاقیت‌آفرینی منجر شود. بنابراین باید به‌جای آموزش پژوهشگری، عادت پرسشگری را در میان بچه‌ها نهادینه کنیم.اگر امروز آنها چرا اندیشیدن را بیاموزند، فردا چگونه و به چه اندیشیدن را خود و چه بسا بهتر از ما خواهند آموخت.  

علی افشار سمیرمی

(برگرفته از روزنامه آرمان)

 

 

 

 

به اشتراک بگذراید
 

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه