کانون فرهنگیان اصفهان - isfkafa.ir


11:49 صبح چهارشنبه، 4 آذر 1394

آیا دولت نسبت به وضعیت بازنشستگان بی تفاوت است؟


بازنشستگی و بازنشستگان

 با توجه به وعده‌های اخیر رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی درمورد ضرورت رسیدگی به بازنشستگان و در‌پیش‌بودن ارائه بودجه‌95 که گویا با لایحه پیشنهادی برنامه پنج‌ساله (برنامه ششم توسعه) همراه  است و تا نیمه‌های آذر به مجلس داده می‌شود، عنایت به مسائل مختلف روزمره پیشکسوتان که مدیریت و پیشبرد امور سازمان گسترده دولت را طی سنوات متمادی در شرایط مختلف عهده‌دار بوده‌اند، تقدم عنایت به پیشینیان اداره مملکت که همه مشکلات را به جان خریده، سخت‌ترین دوران‌ها را به‌دلایل جنگ، تحریم‌ها، ندانم‌کاری دولت قبل و از همه مهم‌تر در نبود سازمان مدیریت و غیره با تحمل مشکلات عدیده گذرانیده‌اند، اولویت دادن به آنان‌که با تمهیداتی فراتر از تصور، مخصوصا از لحاظ تامین هزینه‌های روزمره و درمان وضعیت درونی زندگی را با مساعدت فرزندانشان سامان نسبی داده‌اند و کسانی‌که مرکز ثقل خانواده‌ها و تصویری از آینده شاغلان هستند و با همه فشارها و ملاحظات، الگوی چگونه‌زیستن موفق در اجتماع را در حد نسبی نشان داده‌اند و شناخت و حل‌وفصل مسایل عدیده این گرامیان در بودجه 95 و برنامه  پنج‌ساله جدید، تحت هر شرایطی دارای اولویت کامل است و رابطه تنگاتنگی با اعتبار بازنشستگان در اجتماع و حتی ظاهر و پوشش و مصلحت‌ها دارد. تعیین راهکارهای اصولی جهت برون‌رفت و برون برد! این عزیزان صاحب تجربه، از مشکلات شدید و متنوع پیش‌روی این جامعه کلان و تامین رفاه، آسایش، آرامش و منافع بلندمدت صاحبان اصلی سرمایه، سازمان‌های متولی امورات آنان، تحت‌عنوان صندوق‌های بازنشستگی که از پرداخت‌های تدریجی کارکنان دولت تغذیه می‌کند، بالاخره احساس مسئولیت متولیان دولت مانده در اعمال تدبیروامید، و در‌گیر هزاران معضل به ارث رسیده از دولت‌های گذشته،  دراین زمان که بودجه و برنامه همزمان ارائه مجلس می‌شود به‌ هیچ‌وجه نباید مشابه گذشته از اولویت لازم بر خوردار نباشد.  از آنجا که تاکید مکرر توجه لازم به‌این جامعه صبور را باعث می‌شود، دراین موقعیت موارد مورد اغماض برنامه‌ریزان درزمینه چگونگی بهبود امور روزمره ‌میلیون‌ها انسان سالمند و شرافتمند و خانواده آنان را در حد امکان تشریح می‌کند
نگاهی گذرا به وضعیت بازنشستگان در مقایسه با هزینه‌های زندگی آشکارا نشان‌دهنده افت فاحش قدرت خرید حقوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی است. در زندگی سنتی‌ بار نگهداری از سالمندان بر دوش فرزندان بود، ولی یکی از فلسفه‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی برداشته‌شدن فشار نگهداری از سالمندان، از دوش نسل بعدی است. در شرایطی که قدرت خرید حقوق‌های بازنشستگی دربرابرحداقل هزینه زندگی سال‌به‌سال، بلکه روزبه‌روز رنگ می‌بازد، بازنشستگی و تامین اجتماعی مفهوم خود را از دست داده و سالمندان همچون گذشته به فرزندان تاحدی خود متکی شده‌اند، که این یک پس‌رفت اجتماعی و در تناقض آشکارا با فلسفه تامین اجتماعی است. از سوی دیگر بیکاری خیل عظیم جوانانی که در سنین کار و اشتغال قرار دارند و تحمیل هزینه جاری زندگی آنان بر دوش والدین بازنشسته، تعادل درآمد و هزینه‌ خانوارها را بیش‌ازپیش نامتعادل می‌کند. یکی از مهم‌ترین‌انگیزه‌های جوانان به ترک زادگاه خود و روی‌آوردن به زندگی در کشورهای دیگر در همین نکته نهفته است. اکنون از خود می‌پرسیم آیا بازنشستگی به خودی خود مشکل است؟ آیا صندوق‌های بازنشستگی به اعضای خود کم‌فروشی می‌کنند؟ آیا دولت نسبت به وضعیت بازنشستگان بی‌تفاوت است؟ پاسخ این پرسش‌ها را همه می‌دانیم. بازنشستگی فی‌نفسه مشکل نیست، بلکه واقعیتی است که باید به‌درستی مدیریت شود. صندوق‌های بازنشستگی هم به‌خاطر نداشتن استقلال کافی مدیریت امور از دستشان در رفته است. دولت نیز نه آن‌که امروز به وضعیت بازنشسگان بی‌تفاوت باشد، بلکه با سیاست‌های نادرست خود در گذشته‌های نه‌چندان دور و مداخلات ناخواسته در دخل و خرج صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی، آن‌ها را در آستانه ورشکستگی قرار داده است. البته عوامل بیرونی همچون افزایش جمعیت بازنشسته و نرخ بالای تورم اقتصادی نیز به‌طور طبیعی تعادل دریافت‌ها و پرداخت‌های صندوق‌ بازنشستگی و تامین اجتماعی را برهم‌زده و ضعف و ناتوانی را بر آن‌ها مستولی کرده است. این عوامل از نگاه مدیریت بازنشستگی بیرونی است، زیرا رشد جمعیت بازنشسته و نرخ تورم اقتصادی هیچ یک در کنترل مدیریت بازنشستگی نیست، ولی بررسی تعادل دریافت‌ها و پرداخت‌ها باید در دستورکار همیشگی مدیران و مسئولان صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی باشد. دریافت‌های صندوق همان کسور بازنشستگی است که از حقوق کارمند یا دستمزد کارگر برداشت می‌شود، به‌علاوه سهم کارفرما که اگر دولتی باشد غالبا به عهده تعویق می‌افتد. به‌هرحال دولت وظایف گوناگونی دارد که در اولویت به آن‌ها می‌پردازد، ولی در چند دهه‌ گذشته پرداخت بدهی دولت به صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی یا در اولویت آخر قرار گرفته یا به‌جای آن سهام شرکت‌های دولتی زیان‌ده واگذار شده است. از این بدتر اتخاذ سیاست‌‌های نادرست در نیروی انسانی ازسوی دولت است که دودش به چشم صندوق و اعضای صندوق رفته است، برای نمونه با بازنشستگی‌های زودرس و پیش از موعد دریافت صندوق کاهش و پرداخت آن افزایش می‌یابد که در دهه‌های گذشته فراوان شاهد آن بوده‌ایم
قدر مسلم اگر صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی هیئت‌های امنای مستقل و با اختیارات کافی داشتند می‌توانستند دربرابر بخشی از تصمیمات نادرست و مداخله‌گرانه دولت درچگونگی موضوع بازنشستگی نیروی انسانی نقش بازدارنده و تصحیح‌کننده‌ای داشته باشند، اکنون هم اگرچه شاید دیر شده باشد! ولی بازهم بازنگری در مدیریت صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی می‌تواند از وخیم‌تر‌شدن اوضاع جلوگیری کند

علاوه برجلوگیری از بازنشستگی زودرس، افزایش سال‌های خدمت نیز از سیاست‌هایی است که به تعادل دریافت و پرداخت صندوق‌ها کمک می‌کند، و بیشتر کشورها آن را تجربه کرده‌اند، چنان‌که در برخی کشورها سال‌های خدمت رسما به چهل سال رسیده است.  ولی این سیاست هم شرایطی دارد که در کشور ما کمتر مراعات می‌شود. افزایش سالیان خدمت مستلزم بهبود فضای کار،‌انگیزش کارکنان به ادامه خدمت، کاهش ساعات کار در سنوات بالای خدمت و بها دادن به تجربه کارکنان توانمند، شایسته و پرسابقه است، از همه این‌ها گذشته، کمک دولت به صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی، دست کم در جبران بخشی از کم‌لطفی‌های گذشته، می‌تواند آن‌ها را سر پا نگه‌دارد
در کشورهایی که درآمد دولت‌ عمدتا از مالیات مردم تامین می‌شود، دولت‌ها به سختی می‌توانند به صندوق‌های بازنشستگی دولتی یا تامین اجتماعی کمک کنند، و ازاین رو برای حفظ تعادل صندوق‌ها همان سیاست سختگیرانه افزایش سن بازنشستگی و سال‌های خدمت را در پیش می‌گیرند، ولی دولت‌هایی که رأسا درآمدهایی از محل فروش منابع طبیعی یا انحصارات خاص تحصیل می‌کنند، برای این کمک‌ها دستشان بازتر است

ضیا مصباح - دبیر کانون علوم اداری ایران

 

 

 

به اشتراک بگذراید
 

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه