کانون فرهنگیان اصفهان - isfkafa.ir


9:43 عصر جمعه، 3 خرداد 1392

بیانیّه ی کانون صنفی معلّمان همدان به مناسبت روز معلّم (12 اردیبهشت 1392)


 

بیانیّه ی کانون صنفی معلّمان همدان به مناسبت روز معلّم (12 اردیبهشت 1392)

 

                            به نام خداوند جان و خرد

معلّم چو کانونی از آتش است                          همه کار او سوزش و سازش است

همی سوزد از مهر و گرمی دهد                      به سنگین دلان درس نرمی دهد

نی از کس امید و نی از کس هراس                   نخواهد بهجز یک دل حقشناس

                                                                                                            نظام وفا

 

هفته ی بزرگداشت مقام معلّم را بر همه ی فرهنگیان عزیز، به ویژه معلّمانی که علیرغم تمامی بی مهری های مسؤولان آموزش و پرورش از امر خطیر تعلیم و تربیت دریغ نورزیده و تمامی مساعی خویش را صادقانه در راه آموزش و پرورش آینده سازان این مرز و بوم به کار گرفته اند، تبریک می گوییم.

فرهنگیان عزیز!

 

پُر واضح است که بی توجّهی مسؤولان به آموزش و پرورش و علی الخصوص محور اصلیِ آن؛ یعنی معلّم، چه زیان ها و لطماتی را متوجّه اساس فرهنگ جامعه نموده است. در حقیقت، کیفیّت هر نظام آموزشی به کیفیّت معلّمان آن وابسته است و هیچ کشوری نمی تواند از سطح معلّمانش فراتر رود.

در مملکتی که دغدغه ی اصلی معلّمانِ آن تأمین معیشت باشد و ایشان برای رهایی از این دغدغه به شغل های دوّم و سوّم روی بیاورند، مسؤولان، چگونه انتظار دارند که برنامه ریزی های آنان به خصوص در حوزه ی فرهنگ و تعلیم و تربیت به ثمر بنشیند.

هرچند پاسخگو نبودن در قبال مسایل و مصایبی که برای مردم ایجاد میشود در کشور به رویّه ای معمول تبدیل شده است و در این میان نوع پاسخگویی وزیر محترم آموزش و پرورش شهره ی خاص و عام است و نمایندگان مجلس نیز نیک با این ادبیّات آشنایی کامل دارند ولی این امر، هیچگاه سؤال هایی که اشاره به دردهای اساسی حوزه ی تعلیم و تربیت دارد را به باد فراموشی نخواهد سپرد؛

فرهنگیان می پرسند:

با کدام مجوّز قانونی، فعّالیّت تشکّل  های صنفی معلّمان سراسر کشور ممنوع گردیده و با چه دلیل عقلانی، این حقّ قانونی از آنها سلب شده است؟ آیا بهتر نیست فضای نقد که موجب رفع نواقص و معایب و بهبود وضعیّت موجود در آموزش و پرورش میشود برای معلّمان فراهم گردد؟

معلّمانِ در بند، چه جرمی مرتکب شدهاند که چندین سال است در حبس به سر می برند؟ آیا قطع حقوق و باطل نمودن دفترچه های درمانی اعضای خانواده ی ایشان، اقدامی بشر دوستانه است؟ همچنین، بازداشت های اخیر معلّمان منتقد که برای دیدار یکی از شخصیّت های مملکتی عازم بودند، با استناد به کدام قانون انجام شده است؟ اینگونه بازداشت ها و برخوردهای امنیّتی با بازداشت شدگان، موجب نگرانی و آزردگی خاطر فرهنگیان در سراسر کشور گردیده است.

آیا افزایش حقوق معلّمان، متناسب با نرخ تورّم صورت گرفته است؟

طبق قانون؛ دولت موظّف است حقوق کارکنان خود را مطابق با نرخ تورّم تنظیم نماید.

با توجّه به اعلام مراجع دولتی مبنی بر تورّم 31.5 درصدی در سال 1391 ) تورّم واقعی خیلی بیشتر از این رقم می باشد ( و اذعان یکی از مسؤولان کشوری مبنی بر اُفت شدید ارزش پول ایران و بیان این که هزار تومان امروز به اندازه ی سیصد تومان سال گذتشته است ، چرا نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به وظیفه ی نظارتی خود مبنی بر جلوگیری از تخلّف آشکار دولت از اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری ) نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان( عمل نمی کنند؟

از طرف دیگر وجود تبعیض های فاحش بین حقوق دریافتی فرهنگیان و کارکنان سایر دستگاه های اداری، به دور از عدالت است. آیا به نظر مسؤولان، اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری به طرز فعلی، توانسته است تبعیض موجود در وضعیّت معیشتی بین کارکنان دولت را برطرف نماید؟ آیا پرداخت مبالغ خارج از فیش حقوقی، همچنان در بین کارکنان برخی سازمان های دولتی، ساری و جاری نیست؟ همچنین پرداخت حقّ جذب هیأت اُمنا، حق مسکن و ... به سایر کارکنان و عدم پرداخت آن به فرهنگیان بر طبق کدام قانون است؟

اگر هدف مسؤولان کشور تجلیل از مقام معلّم است ؛ بی شک تمکین به حق و انسانی معلّم، بالاترین تجلیل از ایشان بوده و برگزاری مناسبت های دولتی به سبک رایج، به منظور تجلیل از مقام معلّم، بیشتر به یک طنز شباهت دارد.

با توجّه به استخدام تعدادی از افراد خانواده و منتسبین به مسؤولان وزارتی و استانی آموزش و پرورش، شائبه ی وجود رابطه در استخدام این افراد را در سطح جامعه فراهم کرده است. آیا مسؤولان امر، حاضر به پاسخگویی در این خصوص هستند؟

استناد به آمارها و درصد قبولی ها که همه می دانند با چه تمهیداتی فراهم می شود، آیا بیانگر واقعیّت موجودِ آموزش و پرورش است؟ 

تعطیلی مدارس در روزهای پنجشنبه و متعاقب آن افزایش ساعات درسی سایر روزها، بر اساس کدام کار کارشناسی صورت گرفته است؟

آیا آموزش یکماهه ی معلّمان ابتدایی توانسته است مهارت های لازم جهت تدریس در پایه ی ششم را فراهم کند؟

آیا می دانید هزینه ی حقّ بیمه ی ماهانه و سالانه ی بیمه ی طلایی چه مبلغی است و شرکت بیمه گر در ازای دریافت این مبالغِ قابل توجّه، چه خدماتی را ارایه داده یا می دهد؟ آیا با این شرایط مبهم، خود مسؤولان، حاضر به عضویّت در اینگونه بیمه ها هستند؟

وزیر محترم آموزش و پرورش به طور مکرّر اجرای بیمه ی طلایی را از افتخارات دوره ی وزارت خود اعلام نمود ه اند . بهتر است ایشان بدانند؛ این بیمه شدگان در مراجعه به مراکز درمانی، پزشکان متخصّص، آزمایشگاه ها، داروخانه ها و ... یا جواب رد می شنوند یا در صورت پذیرش، خدماتی در سطح پایین به ایشان ارایه می شود!

50 درصدِ مبلغ بیمه را که وزارتخانه متعهّد شده است به عنوان سهم دولت به بیمه شدگان بپردازد در سال اوّل و دوّم اجرای بیمه ی طلایی،پرداخت شد ولی در سال 1391 بدون اعلام قبلی قطع گردید!

حقّ بیمه در سال 1389 دوازده هزار تومان، در سال 1390 هفده هزار و پانصد تومان و در سال 1392 بدون اعلام مبلغ حقّ بیمه از فرهنگیان خواسته شده در صورت تمایل مجدّداً فرم مرتبط را تکمیل نمایند!

برخی از مسؤولان، مبلغ احتمالی را حدّاقل 25 هزار تومان اعلام کرده اند که در صورت عدم پرداخت سهم دولت به هیچ وجه چنین بیمه ای برای فرهنگیان مقرون به صرفه نخواهد بود.

با توجّه به جمعیّت فرهنگیان عزیز و با یک حساب سرانگشتی مشخّص میشود که شرکت بیمه گر، سالیانه چند صد میلیارد تومان حقّ بیمه از فرهنگیان دریافت می کند. به نظر شما، آیا تناسبی بین مبلغ دریافتی و خدمات ارایه شده وجود دارد؟

با این اوصاف، فرهنگیان می گویند: از طلا بودن پشیمان گشته ایم ...

جناب آقای وزیر! روزگاری در خانه ی ملّت، خود را مدافع حقوق فرهنگیان دانسته و با ذکر سوگند به اسماه جلاله ) و ا...باا... و تاا...) اعلام کردید:

"ما نمایندگان مجلس اگر بخواهیم می توانیم وضعیّت معیشت معلّمان را اصلاح کنیم." یا در جمع فرهنگیان با کنار هم قرار دادن فیش حقوقی کارمندان شرکت گاز و فیش حقوقی معلّمان، به طور مستند تبعیض را نشان دادید. و یا در جلسه ای در مجلس شورای اسلامی، به نمایندگان فرهنگیان معترض گفتید: "چندبار، جلوی مجلس آمدید؛ یکبار هم برای نشان دادن اعتراضِ خود، مقابل وزارتخانهی آموزش و پرورش بروید."

حال که چند سالیست بر مسند وزارت نشسته اید، چه قدم مؤثری برای رفع تبعیض و احقاق حقوق پایمال شده ی فرهنگیان برداشته اید؟ اتفاقاتی چون سوختن دانش آموزان دختر در آذربایجان، کشته شدن دانش آموزان در اردوی راهیان نور و ... از جمله حوادثی است که ممکن است در دوره ی وزارت هر وزیری اتفاق بیفتد ولی پاسخهای غیرمنطقی شما، بیانگر نگاهتان به این قبیل مسایل است.

جناب آقای حاجی بابایی!

جواب های شما در پاسخ به بسیاری از مسایل در حوزه ی آموزش و پرورش به هیچ وجه مورد پذیرش جامعه ی فرهنگیان نمی باشد. البته برخی از جواب های شما در مجلس شورای اسلامی، مصاحبه با خبرنگاران، مصاحبه در برنامه ی نگاه 1 صدا و سیما و ... نشان داد که شما در برخورد با مسایل آموزش و پرورش مسؤولانه برخورد نمی کنید. بدیهی ست نقد عملکرد جنابعالی در این مختصر نمی گنجد و ما حقّ خود می دانیم در فرصت مقتضی در این خصوص به تنویر افکار عمومی فرهنگیان بپردازیم.

کانون معلّمان همدان- 12 اُردیبهشت 1392

 

 

 

 

به اشتراک بگذراید
 

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه